السيد هاشم الرسولي المحلاتي

54

زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى )

تكيه زدن بر تخت حكومت و فرمانروايى آن خطّه را مىديد ، چنان از اين جملهء كوتاه كه در آن موقع حساس از دهان دختر شجاع اميرالمؤمنين عليه السلام خارج شد يكّه خورد و چنان اين جملهء كوتاه چون پتك محكم و آهنين بر مغز او كوبيده شد و افكار طلايى و پايه‌هاى كاخ غرور او را در هم فروريخت كه بىخود و بىاختيار شروع به‌گريه كرد و سيلاب اشك از ديدگانش فرو ريخت و برريشهايش سرازير شد و براى تيره روزى و بدبختى فراوانى كه براى خود خريده بود زار زار گريستن آغاز كرد ، اما صورت خود را از بانوى قهرمان كربلا برگرداند تا زينب آثار شكست را در چهره‌اش نبيند و احياناً هدف جملات ديگرى از سخنان كوبنده و ملامت‌آميز دختر فداكار و باشهامت زهرا عليها السلام كه نقش تيرهاى كارى را داشت قرار نگيرد ! با اين حال دختر على از پاى ننشست و نگاهى به سمت آن قوم بىشرم كرد و صدا زد : « اما فيكُم مُسْلِم » [ آيا در ميان شما يك نفر مسلمان نيست ؟ ] بارى زينب عليها السلام با همين يكى دو جملهء كوتاه چنان تزلزلى در اركان لشكر دشمن و روحيهء آنها افكند كه تا پايان عمر ننگينشان اثر گذارد . حتّى برخى از تواريخ نقل كرده‌اند كه از همانجا گروهى را به فكر قيام بر ضدّ بنىاميه و حكومت دست نشاندهء آنها در كوفه انداخت و خود را از معركه كنار كشيدند و بعدها به « توّابين » معروف شدند و به‌دستيارى مختار حكومت عبيداللَّه بن زياد را در كوفه